برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
این دوشنبه ای ک بالاخره رفتم دانشگاه ، داشتم سرکلاس با یکی از همکلاسی های 2-3 ترم اخیر حرف میزدم
ک کاملا عجیب و اتفاقی حس کردم این بنده خدا به من حسادت میکنه !!!
تنها کاری که کردم به بهونه ی کلاسم ازش زوود دور شدم.... آخه چراااااا؟؟؟ :|
هوووفففف !!!
آمممم.. دیر آمدم میدانم :(
درگیره خونه و حاشیه هاش بودیم ! بالاخره 26 مهر 95 تونستیم اولین خونه ی عشق ُ بگیریم...
کوچولو و نقلی... از اول ِ آبان منتظر تا بریم توشو کلی ایده های خوشگل خوشگل درست کنیم ^_^
کلی فکرای خوب دارم براش....امیدوارم همش عم
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
سلـــــــــــــآآآآآآآم ^_^
خب خب خب
کم کم داریم میرسیم به اون روز ِ قشنگی که این 3سال ُ خورده ای منتظرش بودیم
8 آبان رفتم اولین پرو لباسم ^_^ مدل لباس خودم خیلی با اینی که تنم کردم متفاوت بود ولی همین
لباس سفیدی که تنم رفت و باهاش هی میچرخیدم کلی بازم ذوقولیم کرد و من ُ آقایی جانمووو ^_^
مطمینم لباسم خیلیییی خوشگل میشه و همونی میشه که من میخاااام دختر عمه جان مهری هم
باهامون بود و وجودش اونجا کلیییی منفعت بود و سووود ^_^
همون روز رفتیم کارتم دیدیم که من یدونه دیدم خیلییییییییییییییییی چش
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
سالااااااام^______^
میدونم دیر کردم خیلی:|
الان نگا کردم دیدم آخرین باری ک اومدم 13آبان بود:|
باور کنین نمیشد !!! انقدی که شلوغ بودیم و کارریخته بود سرمون و بعدشم که تا یک ماه اصن نمیشدددد
و الان اعتراف میکنم باقیش تنبلی بودد :| آخه با گوشی خیلی سخته وب آپ کرد و اینکه نت ندارم خونه
الانم آمده ایم سرکار و در اونجا درخدمتتان هستیم با داستان عروووووووووووسی
تیکه تیکه میخام تعریف کنم ^_^ میدونم کسی نمیخونه :| آما یادگاری میماند برایمان
باشد که رستگار شویییم
+مرسی از تِلگرامیا که حتی روز عروسی و
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
همین الان که آفتاب الان توی اوج ِ آسمون باید باشه... ولی پشت ابرا و آلودگی شهر ِ شلوغم گم شده....
توی گوشه ی کلبه ی کوچیکمون نشستم و فکر میکنم... به همه چی ...و یهو به ذهنم اومد اینجا.... با خودم گفتم
بیام و قسمتی از نبودنامو بنویسم الان ...
اول از چی بگم؟
اول از بهم زدن و جدا شدن از یه دوست ِخیلی خیلی خیلی قدیمی میگم :)
که چقد خوب بود وقتایی که دروغاشو مثل حقیقت ِ شفاف تر از شیشه باور میکردیم ینی باور میکردم ! اما
درست تو بهترین شرایط زندگیم که خوشبختی و حس میکردم همه چی و خراب کرد و .... غیره !
دوم :
مامان شدن ِ یهویی نفیسه و بابا شدن علی ، سخت ترین خبر برای خودشون و بهترین خبر برای ما و بقیه
دوستان ، گرچه الان اون دوتا تو آسموناااان از ذووووق ، نفیسه نزدیکای ماه شیشمه و با سونوگرافی که دیروز
کرد مشخص شد بچه یه پسر ِ حالام بین علمای گروه اختلاف افتاده سر اسم بچه :| سپهر؟ مانی؟ پارسا؟
سوم :
سلامتی ِ شما و همه
چهارم :
میرم باشگاه ، تشریف میبرم زومبا :| که این هفته اصلا نشد برم
پنجم و اصلی ترین :
خودم !!! به مناسبت پنجمین سالگرد دوستی و آشنایی و عاشقیمون ، یه سورپرایز حسابی اماده کردم برای
حامد و حسابی ترکوندمممممممممممم ، عکساشم ک تو اینستا دیدین + استتوریا
اون روز باشگاه نرفتم و از ساعت ده پاشدم حاضر شدم اول رفتم آرایشگاه ، بعد رفتم بازار نزدیک ِ خونه
و گشتم برای خرید ِ
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: آذرجان,
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
من دیگه اینجا نمی نویسم
این ادرس جدیدمه هرکی خاست ازین به بعد اینجا مارو دنبال کنه
خیلییی مممنون از مهربونیتتتتتتتتتون :*
ادرسم همین ادرسه... فقط پسوند : blog. ir داره...
میبینمتون :*
برچسب: اساس کشی منزل,اساس کشی در خواب,اساس کشی در بارداری,اساس کشی یا اثاث کشی,اساس کشی احمدی نزاد,اساس کشی,اساس کشی راحت,اساس لوله کشی فاضلاب,اساس كشي,کارتن اساس کشی,
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب: بالاخره جونو کردیم,بالاخره یاد میگیری,بالاخره با پولای خوردم,بالاخره لاغر شدم,بالاخره رو کردیم,بالاخره به عشقم رسیدم,بالاخره حامله شدم,بالاخره باردار شدم,بالاخره مامان شدم,
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب:
نویسنده: کوروش مرادیان
برچسب: از الکی,
نویسنده: کوروش مرادیان