میدونم دیر کردم خیلی:|
الان نگا کردم دیدم آخرین باری ک اومدم 13آبان بود:|
باور کنین نمیشد !!! انقدی که شلوغ بودیم و کارریخته بود سرمون و بعدشم که تا یک ماه اصن نمیشدددد
و الان اعتراف میکنم باقیش تنبلی بودد :| آخه با گوشی خیلی سخته وب آپ کرد و اینکه نت ندارم خونه
الانم آمده ایم سرکار و در اونجا درخدمتتان هستیم با داستان عروووووووووووسی
تیکه تیکه میخام تعریف کنم ^_^ میدونم کسی نمیخونه :| آما یادگاری میماند برایمان
باشد که رستگار شویییم
+مرسی از تِلگرامیا که حتی روز عروسی و شب عروسی پایمون بودن 
