سلـــــــــــــآآآآآآآم ^_^
خب خب خب
کم کم داریم میرسیم به اون روز ِ قشنگی که این 3سال ُ خورده ای منتظرش بودیم
8 آبان رفتم اولین پرو لباسم ^_^
مدل لباس خودم خیلی با اینی که تنم کردم متفاوت بود ولی همین
لباس سفیدی که تنم رفت و باهاش هی میچرخیدم کلی بازم ذوقولیم کرد و من ُ آقایی جانمووو ^_^
مطمینم لباسم خیلیییی خوشگل میشه و همونی میشه که من میخاااام
دختر عمه جان مهری هم
باهامون بود و وجودش اونجا کلیییی منفعت بود و سووود ^_^
همون روز رفتیم کارتم دیدیم که من یدونه دیدم خیلییییییییییییییییی چشمموووووو گرفتممممممممم یکم گرووون
بود ، دونه ای 950 میگفت ولی خیلیییی خوشگل بووود ^_^ دیگه نگرفتیم اونروز...
ولی خب چونکه کم کم باید بریم بگیریم 11 ابان رفتیم دوباره همونجا و با کلی دست دست کردن ، گرفتیمش
با یه متن خیلی خووووشگل و دیزاین جدیییییییید ^_^ بعد از عروسی عکسشو میذارم 
ولی خیلی گرون شد برای کارتی که آخرش میندازن دووور
امیدوارم مهمونامون نگهش دارن بذارن تو آلبوم
آمممم ، همون 11 اُم هم کلی خرید کردم باز...سرویس قاشق چنگال دم دستی و سرویس کاملشو
با چاقو و ابزار و قابلامه هام و کتری و قندون و نمکدون و اتو و این چیزا گرفتممم
جمعه 14 ام آبان هم قراره بیان خونه ی عشق ُ تمیز کنن که شنبه اساس ببرم ^_^
دیگه همین چیزا دیگههههههه ^_^
+ لطفا برگردین وبلاگاتون 
